...BUT , I LOVE U

☑ LOVE

♂+♀=♥

World 's most beautiful sentence

 

BUT I LOVE YOU ...

 

World 's most painful sentence

 

...I LOVE YOU BUT  

 

+ نوشته شده در ۱۳٩۳/٥/۱٥ ساعت ٤:٠٠ ‎ب.ظ توسط GinGerGirl نظرات ()

helia

+ نوشته شده در ۱۳٩٢/۱٢/٢٢ ساعت ۸:۱۱ ‎ق.ظ توسط GinGerGirl نظرات ()

تقدیم به تنها مخاطب زندگیم ...

تلخ است ،

همه فکر کنند سرت شلوغ است ،

و تنها خودت بدانی چقدر

 تنـــهایی ...

+ نوشته شده در ۱۳٩٢/۱٢/۱۸ ساعت ٩:۱۳ ‎ب.ظ توسط GinGerGirl نظرات ()

R...مان ...M :(

آهسته بیا

چیزی هم ننویس

نظر هم نگذار


همان که بخوانی بس است


من به بی محلی آدمها عادت دارم

+ نوشته شده در ۱۳٩٢/۱٢/۱۸ ساعت ٩:۱٠ ‎ب.ظ توسط GinGerGirl نظرات ()

بی کسی ...

از تنها بودنم راضی نیستم ، اما ...

 

خوشحالم که با خیلی ها نیستم ...!!!

مثل آن مسجد بین راهی ...

تنهایم ...

هر کس هم که می آید

مسافر است ،

می شکند ...

هم نمازش را ،

                هم عهدش را ،

                                   هم دلم را ...

                                                    و می رود...

+ نوشته شده در ۱۳٩٢/۱٢/۱۸ ساعت ۸:٥٥ ‎ب.ظ توسط GinGerGirl نظرات ()

....#

گاهی خیال میکنم روی دست خدا مانده ام ...

 

خسته اش کرده ام...

خودش هم نمیداند با من جه کند؟؟؟

+ نوشته شده در ۱۳٩٢/۱٢/۱۸ ساعت ۸:٥٢ ‎ب.ظ توسط GinGerGirl نظرات ()

....#

گاهی خیال میکنم روی دست خدا مانده ام ...

 

خسته اش کرده ام...

خودش هم نمیداند با من جه کند؟؟؟

+ نوشته شده در ۱۳٩٢/۱٢/۱۸ ساعت ۸:٥٢ ‎ب.ظ توسط GinGerGirl نظرات ()

افسوس ...

آنشرلی هم نشدیم یکی ازمون بپرسه:

 

                                                       آنه! تکرار غریبانه ی روزهایت چگونه گذشت؟؟؟

 

+ نوشته شده در ۱۳٩٢/۱٢/۱۸ ساعت ۸:٤٩ ‎ب.ظ توسط GinGerGirl نظرات ()

هم کلاسی ....

اینم پستم برای کسی هست که .... خودش میدونه !


ادامه مطلب
+ نوشته شده در ۱۳٩٢/۱٢/۱٤ ساعت ٤:٢٠ ‎ب.ظ توسط GinGerGirl نظرات ()

برای همونی که خودش میدونه

..... ..... ..... شب عروسی ..... ..... .....


ادامه مطلب
+ نوشته شده در ۱۳٩٢/۱٢/۱٤ ساعت ٤:٠٧ ‎ب.ظ توسط GinGerGirl نظرات ()

:'(

نمیدونم چرا اینقدر بهم میگن شادی .....

میخوام بهشون با صدای بلند بگم ....

 بگم .... اینا الکی هستن همشون ... 

 

:(

+ نوشته شده در ۱۳٩٢/۱٢/٧ ساعت ٦:۳٩ ‎ب.ظ توسط GinGerGirl نظرات ()

ناراحت نباش .. هیچوقت

می دونی؟

یه اتاقی باشه گرمه گرم...روشنه روشن...

تو باشی منم باشم...

کف اتاق سنگ باشه سنگ سفید باشه...

تو منو بغلم کنی که نترسم...که سردم نشه...که نلرزم...

اینجوری که تو تکیه دادی به دیوار...پاهاتم دراز کردی

منم اومدم نشستم جلوت و بهت تکیه دادم...

با پاهات محکم منو گرفتی ...دو تا دستتم دورم حلقه کردی

بهت می گم چشماتو می بندی؟...

می گی آره بعد چشماتو می بندی...

بهت می گم برام قصه می گی ؟ تو گوشم؟

می گی آره ... بعد شروع می کنی اروم اروم تو گوشم قصه گفتن...

یه عالمه قصه طولانی و بلند که هیچ وقت تموم نمی شن

می دونی؟

می خوام رگ بزنم...رگ خودمو...مچ دست چپمو...یه حرکت سریعیه ضربه عمیق...بلدی که؟

ولی تو که نمی دونی می خوام رگمو بزنم...تو چشماتو بستی نمیدونی...

من تیغ رو از جیبم در میارم...نمی بینی که سریع می برم...نمی بینی

خون فواره می زنه...رو سنگای سفید...نمی بینی که دستم می سوزه

و لبم رو گاز می گیرم که نگم اااخ که چشماتو باز نکنی و منو نبینی...

تو داری قصه می گی...

من شلوارک پامه...دستمو می ذارم رو زانوم...خون میاد از دستم میریزه

رو زانوم و از زانوم میریزه رو سنگا...قشنگه مسیر حرکتش...

حیف که چشمات بسته است و نمی تونی ببینی

تو بغلم کردی...می بینی که سرد شدم...محکم تر بغلم میکنی که گرم بشم...

می بینی نامنظم نفس می کشم...تو دلت میگی آخی دوباره نفسش گرفت...

می بینی هر چی محکم تر بغلم می کنی سرد تر میشم...

می بینی دیگه نفس نمی کشم...

چشماتو باز میکنی می بینی من مردم

می دونی ؟ من می ترسیدم خودمو بکشم از سرد شدن...از تنهایی مردن...

از خون دیدن...وقتی بغلم کردی دیگه نترسیدم...

مردن خوب بود ارومه اروم...

گریه نکن دیگه...من که دیگه نیستم چشماتو بوس کنم بگم خوشگل شدیاااا...

بعدش تو همون جوری وسط گریه هات بخندی...

گریه نکن دیگه خب؟ دلم می شکنه

دل روح نازکه... نشکونش خب؟؟

+ نوشته شده در ۱۳٩٢/۱٢/٧ ساعت ٦:۱۱ ‎ب.ظ توسط GinGerGirl نظرات ()

Heliar.....

+ نوشته شده در ۱۳٩٢/۱٢/٦ ساعت ٧:۳٩ ‎ب.ظ توسط GinGerGirl نظرات ()

تقدیم به زندگیم ....

 

I swear by the quiet silence of your paper house, I know your dreams are as beautiful as my fancies believable. You've got the mystic believe of love from my silence. I've got the final point of belief from your silence. Maybe it's not possible to feel that the words we say about the paper world we've made are hearable. But we can start to paint the gray branches of the paper trees green. I know painting, you know painting too. So why don't you start? When I was a child, I didn't have any water color. I used to go to little garden near stream and cut all the color flowers and paint. If we search the paper garden near paper house for a short time, there have to be flowers to paint our believes the red color of love

 

 

 

+ نوشته شده در ۱۳٩٢/۱۱/٢٦ ساعت ۸:٤۱ ‎ب.ظ توسط GinGerGirl نظرات ()

:))))

دوست گلم غزل ...فکر کنم  بخاطر سرعت اینترنت ..

وبت برام باز نشد ....

ولی تولدت مبارک  ... قرار بود بیایم خونه مامان بزرگت ولی نشد ...

ولی تزیین کلاس رو بخاطر تو کردیما ... ;)

 

 

خر همسایه ی ما هم وقتی از 14 سال گذشت .... مرد:)))))))

تولدت مبارک ....

+ نوشته شده در ۱۳٩٢/۱۱/٢۳ ساعت ٧:۳٢ ‎ب.ظ توسط GinGerGirl نظرات ()

حس شعر وشاعری من2

چته :

گوش به زنگتم و چشام به در خیره ...... به انتظارم تا بیای نگو به من دیره

که من دیگه طاقت ندارم ..... آخه به این نمره هام عادت ندارم

منو ببخش اگه درس نمیخوندم ..... اگه سوال دادی برگمو سفید میدادم

اگه جزوه هاتو همین جوری مینوشتم .... یا مشقاتو کامل نمینوشتم

پس بیا بگو منو میبخشی ..... چرا فکر میکنی تو نمره هام بی نقشی

وقتی میدونی بی تو نمره هام خرابه ..... دیگه دلم طاقت دوریتو نداره

تنظیم: HA 2afm

+ نوشته شده در ۱۳٩٢/۱٠/۱ ساعت ۸:۳٦ ‎ب.ظ توسط GinGerGirl نظرات ()

حس شعر وشاعری من 1

وای دیگه رد داده مغزم ...... روی 870 نبضم

نصف سوالات خارج از درسن ....... نگو شدن عاشق رفتار نهست

درس بده حرفه ای مو فرفری ....... میخوام کسی نیاد جلوت واسه من درس بدی

بپوش بهترین لباساتو وقتی بامنی ....... فقط تویی که میتونی مخو از جابکنی

میخوام فکر تو از خیال بچه های بره ....... همه جا داد بزنم عاشق تو هلیا پانتره

اگه من تو ذهنتم بیارم به درس ....... میتونم جواب بدم ولی درس نخوندم

هی ------- درستو بده ..........

تنظیم : بعضی از بچه های 303

 

 

+ نوشته شده در ۱۳٩٢/۱٠/۱ ساعت ۸:۱۸ ‎ب.ظ توسط GinGerGirl نظرات ()

عکس

+ نوشته شده در ۱۳٩٢/٩/۱۸ ساعت ٥:٤٧ ‎ب.ظ توسط GinGerGirl نظرات ()

♥♥♥

 

I told him because you love me because

you need me or need me

Do you love me?

After a silence of laughed and said nice! But ...

Why did not the answer for my sentence?

 But ... If he Someday this

The question asked of me telling him:

 the love Nyaztryn

One famous land ...

+ نوشته شده در ۱۳٩٢/٩/۱٠ ساعت ۳:٥٧ ‎ب.ظ توسط GinGerGirl نظرات ()

لعنت بر شیطون

شیطونه میگه آپ نکنم برم بشینم درسمو بخونم

.

.

.

.

لعنت بر شیطون

 

+ نوشته شده در ۱۳٩٢/٩/٩ ساعت ٢:٥٦ ‎ب.ظ توسط GinGerGirl نظرات ()